حسن حسن زاده آملى

18

گنجينه گوهر روان (فارسى)

العارف » . 60 . آن‌كه نفس آگاه دارد روى دل را با اللّه دارد و فرمودهء كشّاف حقائق ، امام به حق ناطق جعفر صادق عليه السّلام را كه : « القلب حرم اللّه ، فلا تسكن في حرم اللّه غير اللّه » ، حلقهء گوش خود كند . 61 . آن‌كه نفس را بسيط شناخت ، ميداند كه « تعريف البسائط لا يكون إلّا بلوازمها » لذا معرفت فكرى به بسائط را نشايد ، امّا معرفت شهودى كه فوق معرفت فكرى است ميّسر است . چنان كه در حكمت متعاليه محقق است كه : « حقيقة الوجود هي عين الهويّة الشخصيّة لا يمكن تصورها و لا يمكن العلم بها إلّا بنحو الشهود الحضوري » . 62 . آن‌كه صاحب همّت باشد و نفس را از اشتغال بدين نشأه انصراف دهد گاهى تمثّلاتى در لوح نفس خود مشاهده كند ، و گاهى حقائقى بىتمثّل دريابد و از اين حالت آگاهى يابد كه آنچه به آدمى در حالات نوم و تنويم و غشوه و خوف و احتضار و نظائر آنها روى مىآورد ، هيچيك موضوعيّت در روى آوردن تمثّلات و ادراكات ديگر ندارد ، آنچه كه موضوعيّت دارد انصراف از نشأه عنصرى و اعراض از تعلّقات اين سوئى است و چون انصراف در بيدارى هم روى آورد نتيجهء هزاران خواب و احتضار را ميدهد . 63 . آن‌كه در تمثّلات نفس تأمّل كند ، جميع تمثّلاتش را يك نحو ادراكش مىيابد ، كه براى شخص او حاصل شده است و ديگرى بدان آگاه نيست ، چنان كه كريمه فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا ، در اين حكم حكيم ، معيار عدل و ميزان قسط است ، و عمده آن است كه سرّ « لها » درست ادراك شود ، نظير كريمهء لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى كه در لِلْإِنْسانِ بايد دقّت كرد . و رواياتى كه در احوال و اطوار انسان در عوالم عديده به لفظ تمثّل و اشباه آن